سفر یزد و ویروس و مریضی ...
سلام عزیز دل مامان ... قربونت برم مامانی که این روزا رو با مریضی و ویروس و ... داری می گذرونی.. پست قبلی که برات گذاشتم اسهال و تب شدید داشتی که به اولین عروسی یزد نرسیدیم . اسهال و تبت بعد دو روز خوب شد اما خارش های کف پات و دستات ادامه داشت تا شنبه که رفتیم یزد ... من و شما و بابایی و البته خاله مرجان هم باهآمون بود . اولین سفری بود که همش تو راه خواب بودی و البته یه کم هم تب داشتی .... یزد که رسیدیم گفتم شاید گرمازده شدی همش بی حال بودی ولی شب هم سرفه های خراب کردی ... طول روز خوب بودی ولی شبا همش سرفه می کردی تا روز عروسی که با بابایی و مامانی بردیمت دکتر تو یزد (مامانی و خاله فاطم...
نویسنده :
مامان مژگان
16:21











